ذبیح الله نعیمیان: تبارشناسی علوم انسانی اسلامی  و توضیح تفاوت‌های آن با علوم انسانی

 

شماره جدید فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا منتشر شد

شناسهٔ خبر: 2858634 - سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۸

شماره جدید فصلنامه تحصصی علوم انسانی اسلامی صدرا با مقالات و مصاحبه های مختلفی در حوزه علوم انسانی منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی صدرا بالغ بر ۳۰۰ صفحه و با موضوع علوم انسانی منتشر شد.

شماره جدید فصلنامه صدرا با مدیرمسئولی رضا غلامی و سردبیری ویژه این شماره دکتر عبدالمجید مبلغی تنظیم شده و در حوزه علوم  انسانی تنظیم گردیده است.

عناوین و نویسندگان این شماره بدین ترتیب است:

در جستجوی تبارهای علوم انسانی اسلامی/عبدالمجید مبلغی

علوم انسانی تجربی و غیرتجربی/حجت الاسلام والمسلمین دکتر نجف لکزایی

جریان‌شناسی بستر تاریخی علوم انسانی اسلامی/دکتر عبدالوهاب فراتی

نحوه تطور تاریخی اندیشه‌ها از علوم انسانی به علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین حسن غفاری فر

تاریخ و رویکرد به علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجعفر حسینیان

چند و چون گسترش علوم انسانی اسلامی در جامعه / حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی

علوم انسانی اسلامی به مثابه فرآورده‌ای تاریخی / دکتر سلیمان خاکبان

مطالعـه علـوم انســانی اسـلامی از منظر تاریخ تحولات ایران / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد نوروزی

علـوم انسـانی و پارادایم‌های مسلط / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدحسین پوریانی

علوم انسانی اسلامی: مطالبه‌ای از جنس آگاهی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدکاظم سیدباقری

بسترشناسی تاریخی علوم انسانی اسلامی با مراجعه به مبحث اعتباریات علامه طباطبایی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمدرضا شریعتمدار

معنای اسلامی‌سازی دانش روان‌شناسی  / حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حسین شریفی‌نیا

امکان علم دینی تجربی / حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسین بستان

ظرف تاریخی طرح علوم انسانی اسلامی  / حجت الاسلام و المسلمین دکتر غلامرضا بهروزی لک

علم دینی در تاریخ اندیشه‌ها / دکتر مهدی قائمی

کلیات الگوی مفهومی تحول علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالعلی رضایی

رویکردهای تاریخی در ارتباط با علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی مصباح

جریان شناسی رویکردهای به علوم انسانی اسلامی در ایران / حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند

زمینه های تاریخی شکل گیری علوم انسانی  / دکتر محمد محمدرضایی

اجتهاد و زمینه های تاریخی رویکرد به علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی معصومی

مبادی فلسفی مؤثر در تأسیس شاخه اجتماعی و سیاسی علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی گرجیان

مروری بر زمینه های تاریخی رویکرد به روان شناسی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد کاویانی

تعامل فکری آموزه تاریخ در مـواجهـه با علـوم انسـانی / حجت الاسلام والمسلمین دکترمسعود آذربایجانی

انسان شناسی کانون علوم انسانی اسلامی / دکتر کمال اکبری

جنبش های اسلامی به مثابه تبار علوم انسانی اسلامی / حسن عبدی پور

تاریخ علم دینی و نسبت آن با علوم انسانی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن غرویان

موقعیت علوم انسانی اسلامی / دکتر علیرضا زهیری

الگـوی اسـلامی ایـرانـی پیشـرفت به مثابه پلی میان نظر و عمل / دکتر محمدرضا بهمنی خدنگ

حرکت تهذیبی و تأسیسی در ایجاد علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابوالفضل ساجدی

تعاضد منابع معرفت / حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد عالم زاده نوری

تئوری حکومت امام خمینی به مثابه مبنای علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمود ملکی راد

گسست تاریخی در تمدن اسلامی و معنای تأسیس علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن خیری

علوم انسانی اسمائی مبنای نقد علوم انسانی معاصر / حجت الاسلام والمسلمین دکتر بهرام دلیر

صدرا

مراجعه به تاریخ جهت احیای میراث فکری خویش/ دکتر مهدی محقق

میراث اسلامی و رواج تربیت دینی در ایران / حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن علی سلمانیان

ایده پردازی در باب اسلامی سازی حیات / آیت الله سیدحسین (جمال الدین) دین پرور

روایت دینی از زندگی در مراجعه به علوم انسانی اسلامی / حجت الاسلام المسلمین دکتر محسن مهاجرنیا

تبارشناسی علوم انسانی اسلامی  و توضیح تفاوت‌های آن با علوم انسانی / حجت الاسلام والمسلمین دکتر ذبیح الله نعیمیان

استعداد تاریخی حوزه شیعه جهت رویکرد به علوم انسانی اسلامی / گفت وگو با آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری

عملگرایی سازگار با دین و دین گـرایی سـازگـار با علـم  / گفت وگو با دکتر مهدی گلشنی

آسیب ها و موانع اسلامی سازی علوم انسانی / گفت وگو با دکتر سید صادق حقیقت

راه ها به علوم انسانی اسلامی /گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری

سنت های فکری اسلامی و بازاندیشی در علوم انسانی / گفت وگو با  دکتر علی شیــرخانی

فلسفه مشاء به مثابه ذخیره تاریخ ما برای رویکـرد به علـوم انسـانی اسلامی / گفت وگو با  دکتر مرتضی یوسفی راد

اقتراح درباره مدل تأسیسی درباره علم دینی / گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر منصور نصیری

خاستگاه تحول در علوم انسانی / گفت و گو با دکتر منصور طبیعی

لزوم درک کامل رسانه ی ملی از «علوم انسانی» و «علوم انسانی اسلامی» / گفت و گو با دکتر حسن بشیر

معرفی کتاب: در جستجوی علوم انسانی اسلامی / قاسم جعفرزاده

تببین نقش رسانه های جمعی در بسط گفتمان عمومی دگرگونی علوم انسانی اجتماعی / آرش جمالی

رسانه ای شدن علوم انسانی اجتماعی: آثار و پیامدها / مرتضی خواجوند سریوی، آرش جمالی

ذبیح الله نعیمیان: طرح گفتمان فقه حکومتی نوید عصر طلایی جهان اسلام


پژوهشگر برگزیده حوزه علمیه در گفت‌وگو با رسا؛
طرح گفتمان فقه حکومتی نوید عصر طلایی جهان اسلام
 
۱۳۹۳/۱۲/۱۷
خبرگزاری رسا ـ در بستر علمی و شکوفایی فکری، در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سرعت پیشرفت طی این سال‌ها به حدی رسیده است که روند طی مسیر این کشور اسلامی در سطح دنیا چند برابر بالاتر از توان اجرایی‌اش بوده است و این نشانه‌ای روشن بر پویایی علمی ماست.

 

به گزارش سرویس اندیشه خبرگزاری رسا اگر از ابتدای ظهور اسلام برای مسلمانان بالأخص شیعیان که فقه پویا و مبتنی بر اجتهاد دارند زمینه‌ای مناسب به وجود می‌آمد تا به بازیابی و نشر معارف خویش در این حوزه بپردازند، امروز جهان فنّاوری علمی خاصه در حوزه علوم انسانی و معارف وحیانی از فضای موجود بسیار جلوتر بود و زمینه‌های سترگی برای احیای ارزش‌های الهی بر محور علم دینی شکل می‌یافت. 

 

به همین دلیل هم بود که وقتی جهان استکبار از این پتانسیل بسیار بالا و غنی مطلع شد، در زمان‌های مختلف، مسلمانان را دچار برخی از مسائل اختلافی درونی و غیر ضروری و سایر درگیری‌های بی‌فایده کرد. به شکلی که به واقع باید گفت تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، حتی ادیان و مذاهب دیگر هم جایگاه خود را در زندگی مردم از دست ‌داده بودند و معنویت و دینداری، به کنج عزلت رانده و مطرود شده بود.

 

 

اما ظهور انقلاب اسلامی ایران که برخی از علمای شیعه از آن به‌عنوان ظهور صغرای امام زمان(عج) یادکرده‌اند تمام این معادلات را برهم زد؛ به ‌نحوی ‌که استکبار جهانی برای ریشه‌کن کردن این نظام، دست به طراحی فتنه‌هایی زد که پرداختن به آن در این مقدمه مقدور نیست و مجال موسع دیگری می‌طلبد اما قلب و خاطره تاریخی مسلمانان دنیا کاملاً بر آن آگاهی دارد.

 

در این میانه، درایت امام امت و ولی امر مسلمانان حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (مدظله العالی) جهان اسلام و پیشرفت‌های آن را به‌سرعت خاصی رسانده؛ به نحوی استکبار جهانی در مقابل آن رسماً اعلام عجز نموده است.

 

سیره علمی و گفتمان سازی ایشان به حدی رسید که گفتمان فقه حکومتی در قالب یک حکم حکومتی مطرح گردیده است.

 

 

پژوهشگران علوم دینی با اهتمام بر این حکم، امروزه به نتایج قابل‌توجهی رسیده‌اند؛ در این حکم جهادی که انشاء الله تولیدات آن به‌زودی انعطاف‌پذیری دین مبین اسلام را در مقابل پیشرفت‌های روز و بالأخص غنی بودن آن برای رساندن بشریت به قله‌های بزرگ علمی به عنوان یک امری مهم و ارزشمند نشان خواهد داد است، بر موضوع فقه حکومتی به عنوان یک «حکم» از سوی امام خامنه‌ای به عنوان اولین گام عملی برای ایجاد یک جامعه یکپارچه اسلامی در میان 1 میلیارد و 700 میلیون مسلمان توجه و صحه گذارده شده است.

 

در این خصوص با حجت‌الاسلام‌والمسلمین ذبیح‌الله نعیمیان پژوهشگر برگزیده حوزه علمیه به گفت‌وگو نشستیم تا بخشی از مقدمات این علم حکومتی را برای پژوهشگران دینی تبیین کنیم تا انشاء الله موجب پیشرفت جهان اسلام گردد.

 

رسا ـ لطفاً ساختار کلی فقه حکومتی را تبیین بفرمایید یا به‌طورکلی فقه کلی تقسیم‌بندی ابواب آن چگونه است؟

 

ما ابتدا باید در چیستی فقه حکومتی بحث کنیم تا بتوانیم چگونگی ورود به این مقوله را خوب درک کنیم. یعنی این‌که در ابتدا باید طی چند سؤال بگوییم که فقه حکومتی چیست؟ و از کجا پدید آمده است؟ و خاستگاه تاریخی این موضوع مهم از کجا بوده است؟ بنابراین باید تفاوت فقه حکومتی را با مثلا فقه سیاسی بررسی کنیم.

 

البته باید گفت این دو نوع مذکور فقهی را می‌توانیم از مصادیق فقه حکومتی عنوان کرد چراکه ما می‌توانیم فقه غذا، فقه عبادات، فقه معاملات، فقه محیط‌زیست و فقه بیع و سایر ابواب این مدلی را در گستره فقه برشماریم بنابراین فقه سیاسی و فقه حکومتی هم می‌تواند بخشی از فقه باشد.

 

 

باید از ابتدایی‌ترین بحث‌هایی که در باب فقه حکومتی مطرح می‌کنیم این است بدانیم که در طول تاریخ صور فقه حکومتی چگونه بوده است؟ باید توجه داشته باشیم در جواب برخی که فقه حکومتی را تغییر مصلحتی فقه در زمان حاضر می‌دانند در طول تاریخ اسلام بعضی موضوعات در دل موضوعات دیگر بوده است.

 

یا بهتر و با اصطلاحات فقهی بگوییم برخی از ابواب فقه در دل ابواب دیگر آن نهفته بوده است. بنابراین ما در این بحث علمی کاری به این نداریم که این تعبیر جدید یک تعبیر خاص‌تری از فقه حکومه قدیم است یا خیر پدیده‌ای نوین در فقه چراکه در این سیر گفتار سعی بر آن است که تعبیر خاص‌تری داشته باشیم که در کنار سایر ابواب فقه قرار بگیرد.

 

البته باید توجه داشت که ما می‌توانیم تعبیر عام‌تری هم بکار ببریم که تمام مباحث مربوط به جمع و جامعه را شامل باشد و همچنین می‌توانیم یک گستردگی برای فقه حکومتی قائل باشیم که همه این ابواب را شامل شود بنابراین در این جمع‌بندی ما طبق تلقی قدیمی از فقه اسلامی که زمانی که در مجامع می‌گفتند سیاست و تدبیر جامعه تمام این تعابیر در فقه مطرح بود.

 

به‌عنوان‌ مثال اگر بخواهیم بحث علمی فقه حکومتی را برمدار ولایت حاکم یا ولایت‌فقیه پیش ببریم و تمام معادلات فقهی و استنباطی را بر این مدار ترسیم کنیم در حقیقت ما باید بحث را متمرکز بر اختیارات حکومتی کنیم.

 

 

در اولین احتمال اگر کسی بگوید فقیه یا حاکم اختیاراتش بسیار محدود است نتیجه این اعتقاد و نظر این است که در ابواب مختلف برای حاکم یا حاکمیت فقیه و فقه جایگاهی را در نظر نگرفتیم. در این حالت احکام را با شیوه استنباطی باید استخراج‌کنیم که بتوان با مسائل روز مردم تطبیق داد و این‌که ما بخواهیم این احکام را برای مردم تطبیق بدهیم خود یک بحثی کاملاً فقهی و تخصصی است.

 

در احتمال دوم اگر که بخواهیم بگوییم که حاکم یا ولایت‌فقیه اختیارتی نسبی هم دارد، خود مقوله‌ای کاملاً جدا و مستقل است به‌عنوان‌مثال چون فقه حکومتی در معنای واقعی یک مسئله فراگیر است. باید در نظر داشت که در اهل سنت برای فقیه ولایت و اختیاراتی قائل نیستند.

 

این در حالی است که اگر ما این مسئله را برای حاکم به معنای عام‌تر از فقیه حاکم بخواهیم در نظر بگیریم در این صورت اهل سنت هم که پاره‌ای از جهان اسلام هستند هم برای این‌چنین حاکمی اختیاراتی قائل هستند بنابراین بر اساس این نگاه باید بگویم که آیا آن حاکم اختیاراتی دارد یا خیر؟

 

رسا - خاستگاه فقه حکومتی برمدار این مدل چیست؟ و در ابواب مختلف فقه چه اختیاراتی برای ولی‌فقیه یا حاکم شرع قائل است؟ و یا این‌که چه اختیاراتی برای ولی‌فقیه یا حاکم شرع قائل نیست؟

 

در وهله اول اگر بگوییم که ولی‌فقیه یا حاکم شرع هیچ اختیاری در عرصه امور دینی و جامعه اسلامی ندارد و در چنین حالتی عرصه دین را هم وسیع‌تر در نظر بگیریم نتیجه همه معادلات ما شامل همه امور اجتماعی و سیاسی بحث استنباط در سیستم فقه حکومتی از یک جهاتی پیچیدگی خاصی پیدا خواهد کرد.

 

همچنین با همین تعبیر که آیا ولایت‌فقیه گسترده است یا محدود و با منطق این سؤال خواسته باشیم شیوه استنباط و بحث را در فقه حکومتی پیش ببریم با سؤالات و نتایج خاصی روبرو خواهیم شد.

 

 

به‌عنوان‌مثال اگر ولایت‌فقیه را در اختیارات و صدور فتاوا یک مقوله گسترده در نظر بگیریم نتیجه‌ای بر همین مدار در بر خواهد داشت درنتیجه فقه دیگر نمی‌تواند فقهی با رویکرد حکومتی به بحث گذاشته شود.

 

رسا ـ آیا ذاتاً در احکام الهی این مدل از فقه وجود دارد یا خیر؟

 

باید این مقوله‌ها را تفکیک کرد چراکه فقه در این‌گونه حالات فقه دیگر فقه حکومتی نخواهد بود مگر این‌که بگوییم که احکام الهی به‌صورت طبیعی به شکلی تشریع شده‌اند که نیازهای حکومتی را برطرف می‌کنند.

 

باید این را در نظر داشته باشیم که درواقع ذات فقه و احکام الهی حکومتی و اجتماعی است و آنجایی که موضوع بحث ما اجتماعی باشد به تبعیت از آن بحث حکومتی بودن فقه و اجتماعی بودن آن رنگ خاصی پیدا خواهد کرد.

 

البته باید همین این راهم در نظر بگیریم که در مسائل فردی هم که اگر فرض کنیم در حالت طبیعی فقه به مسائل اجتماعی سیاسی‌کاری نداشته باشد و ما فقط فقه را محصور در مسائل فردی در نظر بگیرم اینجاست که فقه به حکومتی بودن قواعدش هیچ کاری ندارد و آن‌وقت ما در فقه به موضوعات اجتماعی کاری نداشته و استنباطات فقهی مربوط به آن نیز رنگ خود را از دست خواهد داد.

 

بنابراین در این مدل فقه غلبه استنباط‌های فقهی آن منحصراً فردی خواهد بود. باید این حقیقت را پذیرفت که بعضی موضوعات روز مسلماً ذات اجتماعی سیاسی دارند و احکام الله هم ناظر بر این مسائل جمع شده است بنابراین حکومتی بودن فقه در این حالت به این معنا خواهد بود که ذات احکام الهی اجتماعی سیاسی متناسب با اجرا و شکل‌گیری حکومت است.

 

در این‌چنین حالتی فقه به‌خودی‌خود در این معنا خودش حکومتی هست و این موضوع عملاً پیش‌فرض ما هم در استنباط‌های فقهی ما است.

 

رسا - نکته مهم این است که اگر ما این بحث را بخواهیم بر ولایت حاکم و ولایت‌فقیه گره بزنیم یک مقداری بحث خاص‌تر می‌شود بنابراین باید توجه داشته باشیم غیر از این‌که احکام ذات حکومتی و اجتماعی داشته باشند آیا اختیارات خاص هم برای حاکم در نظر گفته‌شده است یا خیر؟

 

سوال این است که اگر این اختیارات برای ولایت‌فقیه یا حاکم شرع موجود هست آیا در استنباط هم می‌توانیم اختیارات حکومتی را لحاظ بکنیم؟ بنابراین اگر ما قائل بودیم که حاکم اختیاراتی دارد این اختیارات آیا فراتر از احکام الهی هستند؟ یا این‌که در راستای اجرای احکام الهی است؟

 

 

البته نکته و پیچیدگی مسائل فقه حکومتی اینجا مهم‌تر جلوه می‌دهد که اگر فرض کنیم که خود احکام ذات حکومتی دارند مسائل اجتماعی و سیاسی حکومتی در آن‌ها لحاظ شده است یا خیر؟ و یا این‌که فقیه هم ولایت دارد؟ یا حاکم شرع ولایت دارد؟

 

این‌که چگونه باید این مسائل تحلیل شود نقش حیاطی در شیوه استنباط و سیستم افتا ایفا می‌کند چراکه اگر بگوییم که خود احکام چنین ویژگی دارند اختیاردارند؛ اختیار داشتن حاکم به یک معنا شفاف‌تر می‌شود البته اختیار داشتن در اینجا به این معناست که باید همان احکامی که ذاتاً جنبه اجتماعی سیاسی در آن‌ها لحاظ شده و به دنبال تأمین مصالح و دفع مفاسد سیاسی اجتماعی هستند فقیه یا حاکم باید آن‌ها را به اجرا دربیاورد.

 

رسا ـ آیا برای مسائل نوین دین و فقه جوابی برای اعمال شیوه و روش دارد یا خیر؟

 

باید در نظر داشت که در چنین حالتی ولایت‌فقیه و یا حاکم شرع اختیاراتش اجرایی خواهد بود ولی اگر فرض بگیریم که احکام الهی جامعیت ندارند و بخشی از مسائل زندگی انسان را رها کردند و نسبت به آن چیزی بیان نفرموده‌اند یا به عبارتی احکام الهی شامل همه مباحث نیستند و در مواردی مسکوت مانده و همه نیازهای بشر را پاسخگو نیستند یا به عبارتی یک خلأ قانونی از طرف خدای متعال و جود داشته باشد چه مسائلی بر فقه حاکم خواهد شد.

 

در این حالت ما درواقع تلقی سکولاری از دین را خواهیم داشت به‌نحوی‌که که بگوییم یک‌بخشی از نیازهای بشر توسط خدا تشریع نشده است و بر همین مبنا حوزه‌هایی از استنباطات فقهی مربوط به زندگی انسان‌ها به عقل انسانی و تصمیم و عقلایی انسان‌ها واگذارشده است در اینجا حکومتی بودن فقه به این معنا خواهد بود که اختیارت حاکم اصل صدور فتوا و استنباط به حاکم بر مبنای تجربه و تشخیص او بدون اتکا به منابع دین داده‌شده است.

 

در چنین صورتی برای آن‌که احکام حکومتی برای جامعه اسلامی تشریع شود نیازمند به استنباط ولایت‌فقیه خواهیم داشت و در چنین حالتی فقه حکومتی به معنای مشروع بودن حاکم است که اجازه تشریع حاکم در این حالت یعنی خداوند در کتاب خود احکام کاملی ندارد و به حاکم برای تشریع احکام مسکوت اجازه تشریع داده‌شده است.

 

 

در این فرضیه درواقع حکومتی دیدن فقه یعنی این‌که فقه ناقص است چون احکام الله ناقص است و این‌که به حاکم اجازه تشریع داده‌شده است در حقیقتشان حاکم در راستای پر کردن آن فراق حکمی در فقه است بنابراین در این حالت حکومتی بودن فقه یعنی این‌که فقط حاکم اجازه تشریع دارد.

 

البته باید توجه داشت در صورت عمل به فرضیه فوق در حقیقت برمدار بعضی از دیدگاه‌های اندیشه‌های اهل سنت به تبیین فقه حکومتی پرداخته‌شده است و می‌توان گفت که لازمه بحث آن‌ها این است که حکم الله کامل نیست.

 

اما منظور نظر ما چنین فقهی نیست و بررسی اندیشه‌های فقه اهل سنت هم همان گروهی از آن‌هاست که ادعای صریح دارند که احکام الله کامل است در این‌گونه نگاهی حکومتی بودن فقه معنای دیگری خواهد داشت.

 

طبق اعتقاد شیعی که قاعده فقهی لکل واقعه حکم احکامی را در عالم ثبوت و عالم تشریع احکام تشکیل‌شده‌اند و همه نیازهای انسانی و نیازهای حکمی زندگی انسان تأمین‌شده است بنابراین اختیارات حاکمیتی حاکم باید به‌گونه‌ای دیگر تفسیر شود به معنای تشریع و تصویب و ساختن احکام جدید نیست.

 

 

بله در فضای اهل تسنن معنا و تفسیر اهل سنت از فقه این است که در کتاب الله و سنت پیامبر پژوهش کردیم و تمام سنت و سیره پیامبر اکرم (ص) نگاه کردیم و احکامی متناسب با مسائل نوین نیافتیم؛ بنابراین در چنین نگاهی به دین برای استنباط احکام به اجماع و قیاس و منابع تبعی خاصی می‌رسد که عملاً ولو اینکه عنوان استنباط را بر این قیاس و اجماع و حتی همه منابع تبعی بگویند که ما می‌خواهیم استنباط حکم الله را بکنیم درواقع استنباط حکم الله نخواهد بود.

 

باید توجه داشت که لازمه صحبت آن‌ها این خواهد بود که در کتاب و سنت مطلبی را نیافتیم یعنی این‌که پیامبر اکرم (ص) و خدا در مسائل این‌چنین حکمی نفرمودند و اگر هم وجود می‌داشت می‌فرمودند بنابراین در عصر خلفا اگر به این نکته توجه می‌شد یعنی این‌که احکام الله در همین حدی است که پیامبر فرموده است.

 

رسا - در چنین استدلالی از دین، یعنی این‌که یک تلقی سکولار از دین داشته باشیم و نتیجه هم این است اگر احکام در فقه اهل تسنن حکومتی است به این معنا خواهد بود که یعنی اجازه تشریع برای حاکم و یا مفتی یا با مشارکت مفتی با حاکم خواهد بود؟

 

البته در چندین تفکراتی نسبت به دین این مشکل پیش خواهد آمد که چرا این‌ها به‌عنوان استنباط مطرح‌شده است یعنی این‌که در این نگاه اجتهاد عملاً وجود ندارد چراکه در این تلقی صرف استنباط احکام الله نخواهد بود ولو این‌که احکام الله هم محوریت داشته باشد.

 

البته باید توجه داشت در دیدگاه بعضی دیگر از علمای اهل سنت نگاهی متفاوت به احکام الله وجود دارد هرچند که عملاً نمی‌توانند به این دیدگاه خود عامل باشند و از طرفی دیدگاه شیعه که لکل واقعه حکم و همه احکام الهی ابلاغ‌شده است هرچند برخی از احکام به دست ما رسیده باشد و چه به دست ما نرسیده باشد یا این‌که احکامی که به دست ما نرسیده یا به‌اشتباه به دست ما رسیده باشد اصل آن در دست ولی‌الله اعظم و وصی اوصیاء پیامبر امام عصر (عج) هست ولو این‌که ما احکام را اشتباه بفهمیم و باید به‌عنوان احکام ظاهری برخی از احکام ظاهری وظیفه عملی را عمل کنیم.

 

بنابراین فقه حکومتی نمی‌تواند  به این شکل باشد که فقیه حاکم قرار است حکم الله را تکمیل کند چراکه در احکام الله نقصانی نیست و اگر احکامی هم به دست ما نرسیده باشد احکام ظاهری وجود دارد و گاهی هم می‌تواند به‌عنوان وظیفه عملی و شرعی تعیین شود.

 

رسا - در چنین وضعیتی، وظیفه حاکمیتی چیست؟

 

جواب کاملاً روشن است چراکه وظیفه حاکم این خواهد بود که اجرای احکام الله را انجام بدهد. سؤالی که مطرح می‌شود این است که با نتیجه‌ای که گرفتیم آیا وظیفه تطبیق احکام الهی آیا به این معناست که حاکم شرع یا ولایت فقهی هیچ اختیاری ندارد؟ در جواب باید بگوییم که اولاً خود این تطبیق پیچیدگی‌هایی دارد و اختیارات حاکمیتی در مقام تطبیق به شکل‌های مختلفی است چراکه برخی از احکام به‌صورت کلی است و تعیین مصادیق آن‌ها به‌هرحال باید یکی اصل اختیار و حق تطبیق داشته باشد.

 

حالت اول این است که اگر در مسائل فردی خود فرد می‌تواند تطبیق وظیفه خود را به احکام الهی انجام بدهد یعنی این‌که احکام اولیه و ثانویه را انجام بدهد؛ در این‌چنین حالتی تطبیق احکام الله به وظیفه فعلی خود به عهده خود اوست.

 

ولی در مسائل اجتماعی و سیاسی احکام الهی اگر بخواهد طبق برداشت‌ها و اجتهادهای مختلف باشد جامعه اسلامی به هرج‌ومرج دچار خواهد شد چراکه هرکسی تشخیصی دارد بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که حق تشخیص و تطبیق به دست همگان است همه می‌توانند تشخیص دهند ولی حق اعمال تشخیص در مسائل اجتماعی سیاسی در جامعه اسلامی نمی‌تواند اعمال شود.

 

(ادامه دارد)

 

 /402/921/م

ذبیح الله نعیمیان: ارائه 40 موضوع در باب فقه حکومتی

 

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه سیاسی اسلام مطرح کرد؛

ارائه 40 موضوع در باب فقه حکومتی

http://ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=11487

 

اقتضای فقه حکومتی چیست و افزون بر استنباط، فقه چگونه می‌تواند در حیطه‌های مختلفی همچون امور اقتصادی، مالی و سیاسی و نظام‌سازی مقوله‌های جدیدی همچون بورس، بانکداری، ابزارهای مالی و پولی دارای اعتبارات جدید و سازوکارهای نوین مشارکت کند؟

به گزارش شبکه اجتهاد، حجت‌الاسلام ذبیح‌الله نعیمیان، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام در گفت‌وگویی با اشاره به ضرورت پرداختن به فقه حکومتی اظهار کرده است: اگر با نگاه غیرحکومتی به مسائل فقهی بپردازیم،‌ بسیاری از امور در حد ظرفیت و اقتضای جامعه در اختیار عموم قرار نمی‌گیرد.

حجت‌الاسلام نعیمیان می‌افزاید: به طور مثال اگر قائل به اختیارات و ورود گسترده ولی فقیه در مسائل جامعه نباشیم و برای آن محدودیت‌های در نظر بگیریم؛ نتیجه این خواهد بود که در مسائلی همچون تشکیل مساجد ضرار، حاکمیت اختیار برخورد با این مفاسد را نداشته باشد، از این‌رو نخواهد توانست جلوی فعالیت‌های انحرافی در جامعه را بگیرد.

فقه حکومتی و امور عبادی

وی معتقد است: بخشی از فقه حکومتی می‌تواند در مسائل عبادی مطرح شود، به طور مثال در بحث حج، اگر حاکم برای خود ولایت قائل نباشد، تشخیص زمان رفتن به حج و ویژگی‌هایی که باید رعایت شود، تبدیل به مسائل فردی می‌شود، از این‌رو بررسی اختیارات حکومتی در امور عبادی همانند مقوله حج بسیار مهم است. وی برخی مسائل مطرح در این حوزه را اینگونه برشمرد:

1. اگر زمانی حج از اقبال عمومی برخوردار نباشد، حاکمیت وظیفه پیدا می‌کند، افرادی را به حج بفرستد؛ حتی در صورتی که هزینه فرستادن افراد به حج را تقبل کند؛ همچنین اگر در برگزاری مراسم حج، مفاسدی به صورت ثانوی مطرح شود، حاکم بدون تغییر حکم الهی، به صورت محدود می‌تواند برخی ضوابط و شرایط را لحاظ کند.

2. در برگزاری عبادت‌های جمعی همچون نماز جماعت، مردم می‌توانند به صورت‌های مختلف به برگزاری نماز جماعت بپردازند، اما اگر اختیارات حاکمیتی را در نظر بگیریم، فقه حکومتی به مثابه یک رویکرد فراگیر می‌تواند در عرصه بحث از نماز جماعت، مقوله اقامه نماز را مدنظر قرار دهد.

3. ممکن است در جاهایی نمازهای جماعتی برگزار شود که مفسده انگیز باشد و به درگیری میان مردم، اقشار و گروه‌های خاصی بیانجامد؛ در این موارد آیا حاکمیت می‌تواند جلوی برخی نمازهای جماعت را بگیرد؛ حتی در صورتی که امام جماعت و مأمومین از ویژگی‌های لازم برخوردار باشند؟

4. در مقوله نماز جمعه که ارتباط وثیق‌تری با فقه حکومتی دارد؛ اگر وجوب آن را محدود به زمان حضور امام معصوم (ع) بدانیم، در واقع اختیارات جمعی و اجتماعی حاکم و فقیه را محدود دانسته‌ایم و اگر محدود به زمان حضور ندانیم،‌ چگونه و با چه ضوابطی باید نماز جمعه برگزار شود، آیا حاکم می‌تواند از صلاحدیدهای حاکمیتی استفاده کند؟

5. آیا در شهری که اهل سنت وجود دارند، می‌توانند نماز جمعه مستقلی داشته باشند؟

6. روش اداره اماکن مقدسه عبادی و دخالت حاکمیت در اداره مساجد که متعلق به خدا است، باید چگونه باشد، آیا این قبیل امور از حیطه امور ولایی خارج هستند یا خیر؟

7. برخی نمازهای فردی که به صورتی برگزار می‌شود که باید با شعائر دیگر هماهنگ باشد؛ به طور مثال مراسم دعا و یا عزاداری برگزار می‌شود که اگر به صورت عام در نظر بگیریم، نسبت میان آن‌ها چگونه است و باید چگونه اولویت گذاری شود؟

8. برخی مراسم‌ها ممکن است استحبابی داشته باشد یا در عرف دینی برای احیای شعائر به کار رود، روش اداره آن‌ها چگونه باید باشد؟

9. آیا مراسم عبادی باید محدود به مساجد شود؛ از این باب که مساجد احیا شوند و نباید در جاهای دیگر نماز جماعت داشته باشیم؛ به طور مثال اگر در حسینیه، نماز جماعت داشته باشیم؛ ممکن است در مساجد کمتر نماز برگزار شود، آیا در این موارد صلاحدیدی باید وجود داشته باشد یا تابع شرایط مختلف و ضوابطی باید باشد؟

10.
اماکن عبادی و نوع برگزاری مراسم عبادی و تزاحم‌هایی که پیش می‌آید، بخشی از آن‌ها استحباب و برخی نیز اعمال وجوبی دارند؛ اگر دو عبادت با یکدیگر تزاحم پیدا کند، در حوزه فردی خود شخص اهم و مهم می‌کند؛ اما اگر فرض کنیم عبادات مستحبی به گونه‌ای برگزار شود که فضا برای اقامه عبادت دیگری فراهم نشود، در اینجا آیا برای حاکمیت اختیاراتی هست یا این که می‌تواند محدودیت‌هایی را بگذارد؟

11. ائمه جماعاتی که به طور عادی از سوی مردم انتخاب می‌شوند و هرکسی با تشخیص خودش پشت سر فردی نماز جماعت بخواند؛ آیا حاکمیت می‌تواند در فضای اداره جامعه، در اداره مساجد دخالت حاکمیتی کند و ضوابطی بگذارد یا باید برای انتخاب ائمه جماعات حاکمیت اقدام کند؟ در این صورت آیا این موارد موقتی است، ثبات و تغییر آن‌ها چگونه است؟

12.
آیا مردم در تعامل با حاکمیت برای اداره اماکن مقدس و برای برگزاری نمازهای جماعت می‌توانند اقدام کنند، آیا مردم می‌توانند ائمه جماعات را انتخاب کنند یا شرایط خاصی دارد؟

13. آیا هر فقیهی می‌تواند اقدام به تشکیل نماز جمعه کند یا باید از حاکمیت اسلامی، ستاد ائمه جمعه و نصب فقیه با واسطه و بی‌واسطه اذن داشته باشد؟

14. در خارج از کشور چگونه است؛ اگر ما قلمرو حکومت اسلامی را در درون ایران ببینیم، ممکن است، فردی بگوید من مجتهدم و خودم نماز جمعه را برگزار می‌کنم؛ اما اگر ما ولایت را گسترده ببینیم، آیا فقهای دیگر به واسطه این که اجتهاد دارند، می‌توانند در نوع اداره نمازهای جمعه به تنهایی مبادرت کنند یا این که باید محوریت ولایت فقیه را در جمهوری اسلامی به رسمیت بشناسند و این امر را به اقتضای ولایی و فقه حکومتی ایجاب کنند؟

15. اگر فردی قائل به وسعت ولایت فقیه نبود، در امور عبادی چه وضعیتی ایجاد می‌شود و چه دیدگاهایی را می‌تواند داشته باشد، تبعیت مردم در امور عبادی با توجه به نگاه حاکمیت چگونه خواهد بود؟

فقه حکومتی و انتخاب مرجعیت
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام بیان می‌کند: بنابراین یک دسته از مباحث مربوط به عبادات است و مسائل مختلفی را می‌توان در این عرصه سراغ گرفت؛ سلسه مباحث دیگری می‌تواند مربوط به اجتهاد و تقلید باشد که طبق عرف شیعه باید از فقیه اعلم تقلید کرد و تشخیص‌های شخصی در تعیین اعلم وجود دارد؛ وی برخی مباحث مطرح در این حوزه را بدین شرح بیان کرد:
 
16. ‌ آیا حاکمیت اسلامی که بر مدار ولایت فقیه شکل گرفته، می‌تواند نظم و نسق خاصی برای تعیین فقیه اعلم تعریف کند، اگر چنین کاری انجام شود، آیا تبعیت از غیر آن سازوکار می‌تواند مشروعیت داشته باشد و خبرویت آن‌ها بیش از دیگران خواهد بود؟

17. آیا حاکمیت می‌تواند در مقوله انتخاب مرجعیت، ورود داشته باشد و اقدام به تحقیق کند و آیا چنین اجازه‌ای دارد یا این که چنین وظیفه‌ای ندارد و وظیفه آحاد جامعه است؟

18. اگر چنین وظیفه‌ای انجام گرفت، ستادی که می‌تواند تشخیص دهنده فقهای اعلم باشد، چقدر کارآیی دارد و با چه سازوکارهایی باید انجام بگیرد و چه سازوکاری می‌تواند با مبانی فقهی سازگاری داشته باشد؟

19. در مباحث مربوط به امور اقتصادی و مالی جامعه، اگر فقیهی نگاه ولایی را وسیع ببیند، رابطه او با اموال عمومی بر مبنای ولایت عامه چگونه خواهد بود، اموال عمومی در تلقی اشخاصی که ولایت را به صورت محدودتری می‌بینند یا ولایت را از باب حسبیه می‌بینند، چه خواهد بود؟

20. مرحوم آیت الله خویی از باب حسبیه و اصول عملیه دایره‌ای برای اعمال ولایت قبول داشتند و ولایت را از باب نفوذ تصرف اضطراری و از باب اصول عملیه می‌پذیرفتند؛ افرادی که از باب حسبیه و اصول عملیه به ولایت قائل هستند؛ در امور اقتصادی دخالت فقیه را تا چه اندازه تجویز می‌کنند، سازوکار مشارکت آن‌ها و دخالت فقیهی که ولایت را عام می‌بیند، در حریم امور اقتصادی و مالی چگونه خواهد بود و امور عمومی را چگونه تعریف خواهد کرد؟

فقه حکومت و اقتصاد
وی مباحث اقتصادی جامعه را از مباحث مهم در اداره جامعه می‌داند و برخی موضوعات این باب را این‌طور برمی‌شمرد:
 
21. در اداره اقتصادی جامعه، مقوله بانکداری جدی است و اصل این که مال و اموالی در بانک‌ها جمع شود، چگونه باید تحلیل شود؛ آیا از باب اموال مجهول المالک باید تعریف شود یا به گونه‌ای دیگر می‌توان این اموال را تحلیل کرد؟

22. در سازوکار اداره بانک‌ها، آیا می‌توانیم اصل بانک را به صورت غیر ولایی تعریف کنیم یا این که باید طبق اختیارات ولایی تعریف شود؛ یعنی می‌توان با اکتفا به سازوکارهای فقهی همانند عقود مشارکت و یا سایر عقود، بانک‌ها را اداره کرد یا ناگزیر از اعمال ولایت در برخی بخش‌ها هستیم؟

23. آیا برای بانکداری مناسب، شورایی از فقها کفایت می‌کند یا سازوکار دیگری باید جایگزین شود؟

24. اگر شورایی از فقها داشته باشیم، آیا اعضای این شورا باید قائل به عمومیت ولایت باشند یا از باب اصول عملیه و حسبیه، ولایت را قبول داشته باشند و آیا می‌توانند اداره بانک‌ها را بر عهده بگیرند و به اسلام‌سازی بانک‌ها بپردازند؟

25. اصل تشکیل و توسعه بانک‌ها بر چه مبانی فقهی می‌تواند استوار باشد و فقه حکومتی چگونه می‌تواند به تدوین و طراحی سازوکارها بپردازد؟ آیا در اینجا فقه حکومتی تنها باید به استنباط احکام کلی بپردازد و مسؤولیت طراحی سازوکارها فقط باید از سوی اقتصاددانان و متخصصان انجام شود؟

26. تعریف و بازتعریف موضوعات بانکی در نگاه عرف و در نگاه کلان اقتضائات فقه حکومتی با غیرحکومتی در چیست؛ آیا باید در تعریف جزئیات و ارکان اساسی و یا فرعی بانک‌ها به استنباط اکتفا کنیم یا به نوعی اجتهاد تدبیری نیز داشته باشیم و آیا به تنهایی اجتهاد استنباطی و دستیابی به احکام کلی همانند حرمت ربا و حلیت برخی عقود کفایت می‌کند یا نوعی از اجتهاد نیاز است که از عهده توان متخصصان بانکداری برنمی‌آید؟

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام تأکید کرد: اقتضای فقه حکومتی در سایر مباحث اقتصادی نیز می‌تواند مطرح باشد.
 
27. در مقوله بورس اقتضای فقه حکومتی چیست؛ آیا استنباط‌های کلان برای اداره بورس کافی است و آیا ما می‌توانیم به موضوعات و قواعد استنباطی پیشین اکتفا کنیم یا باید به ایجاد موضوعات جدید با ویژگی‌های اسلامی بپردازیم.

28. بحث به این محدود نمی‌شود که بگوییم موضوعات نوپدیدی به وجود آمده‌اند؛ موضوعات پیشین را تکمیل کرده‌اند و فقیه باید به شناخت موضوعات جدید و استنباط حکم آن‌ها بپردازد؛ آیا می‌توان همه موضوعات را از چنان ثباتی برخوردار دانست که استنباط و افتای برخی احکام به نحو کلی کفایت کند یا این که باید در موضوع‌سازی و نظام سازی و در فرآیند سازی فقه حکومتی ایده‌های جدیدی مطرح شود؟

29. اقتضای فقه حکومتی چیست و افزون بر استنباط چگونه می‌تواند در نظام‌سازی مقوله‌های جدیدی همچون بورس، بانکداری، ابزارهای مالی و پولی دارای اعتبارات جدید و سازوکارهای نوین مشارکت کند؟

30. در مقوله معاملات فردی نیز، روش دخالت فقه حکومتی و نگاه حاکمیتی چگونه می‌تواند باشد؛ آیا همه عقود به صورت مطلق یا تنها با اکتفا به شروطی که متعاقدین در نظر می‌گیرند، می‌تواند باشد یا این که شروط حاکمیتی حاکم بر همه قراردادهای فردی یا بخشی از آن‌ها تعریف شود؟

31. در عقود، ایقاعات و سایر موارد، عرصه ورود ولایی تا چه حد می‌تواند باشد؛ در حریم امور خصوصی همانند امور مالی یا در ازدواج و طلاق، اختیارات ولایی تا چه حد و اندازه است و فقه حکومتی باید چه ابعادی را در نظر بگیرد؟
 
 
فقه حکومتی و حریم خصوصی
32. در مشکلات نوظهوری که در حریم امور خصوصی و خانواده رخ می‌دهد، اختیارات حکومتی تا چه اندازه است و آیا فقیه تنها منتظر این باشد که فردی اگر دچار مشکل شد، مشکل خود را در قالب دعاوی و دادگاه طرح کند و فقط قاضی به ابراز حکم بپردازد یا حاکمیت می‌تواند به جرح روابطی که جنبه بازدارندگی داشته باشد، اقدام کند؟

33. روابط مذکور چه نسبتی می‌تواند با قوانین تشریعی الهی داشته باشد، آیا این روابط به معنای نادیده گرفتن احکام الهی نیست یا این که روابط حاکمیتی باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد تا به اعمال ولایی حاکمیت بپردازد و این اعمال ولایت در راستای امتثال احکام و ارزش‌های دینی باشد.

34. حاکمیت براساس فقه حکومتی چه ضوابطی را می‌تواند برای اداره امور خانواده ایجاد کند؟

فقه حکومتی و قانون‌گذاری
حجت‌الاسلام نعیمیان معتقد است: به طور کلی می‌توان این مسأله‌ها را در امر تشریع دانست و اینکه فقه التشریع چه نسبتی می‌تواند با فقه استنباطی و فقه حکومتی داشته باشد؟ وی برخی از مباحث مطرح در این مورد را اینگونه بیان کرد:

35. اختیارات تشریعی در فقه حکومتی تا چه اندازه است و ضوابط تشریع و قانون‌گذاری چیست؟
 
36. اصل و ماهیت قانون‌گذاری از چه خاستگاه و مبنایی می‌تواند برخوردار باشد؛ آیا قانون‌گذاری در جامعه دینی به معنای عرفی‌سازی قوانین الهی نیست؟
 
37. چه راهکاری می‌توان ارائه داد، تا قوانین حکومتی تنافی و تقابل با ارزش‌ها و قوانین الهی پیدا نکند و اگر اعمال ولایت قرار است در راستای تطبیق احکام الهی انجام گیرد، چه شیوه‌ای باید به کار گرفته شود و چه اصولی باید مدنظر قرار گیرد تا این امور در راستای تطبیق طراحی شود و تدبیر ولایی در تعارض با تشریع الهی قرار نگیرد؟

حکومت و امور سیاسی
وی اضافه می‌کند: حیطه‌های مختلفی همچون بحث امور اقتصادی، مالی و سیاسی را می‌توان برای ورود فقیه در نظر گرفت؛ در حیطه امور سیاسی، موضوعات مختلفی را می‌توان مدنظر قرار داد؛ الگوی مشارکت سیاسی چگونه می‌تواند تداعی شود.

38. آیا مشارکت و سامان سیاسی به تنهایی براساس استنباط‌های اجتهادی و استنباط‌هایی است که ساماندهی بخشی از جامعه منوط به تعریف الگوهای مشارکت است و اگر الگوی سامان سیاسی بخواهد بر مدار دخالت حاکمیتی «ولی» انجام گیرد، این امر چه نسبتی با فعالیت‌های شخصی افراد و آحاد جامعه می‌تواند داشته باشد و الگوی مناسب چگونه است؟
 
39. آیا حاکمیت می‌تواند بر الگوهای رایج مشارکت تکیه کند؛ به طور مثال مقوله تهذب در الگوی سیاسی غربی می‌تواند با ارزش‌های دینی سازگار باشد و به صورت کلی اختیارات حاکمیتی فقیه برای جهت‌دهی الگوی تهذب چیست؟
 
40. آیا نظام انتخاباتی می‌تواند با الگوهای رایج غربی مشروعیت داشته باشد و استنباط‌های جزئی و کلی می‌توانند در اداره جامعه به شیوه فعالیت‌های حزبی و انتخاباتی رایج، پاسخگو باشد یا آن که نیاز به اعمال ولایت دارند؟

ذبیح الله نعیمیان: ابعاد فقه حکومتی و ضرورت ورود آن به مسائل مختلف جامعه. مصاحبه با رسا

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام بررسی کرد؛
ابعاد فقه حکومتی و ضرورت ورود آن به مسائل مختلف جامعه

http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=274117

۱۳۹۴/۴/۲۱

خبرگزاری رسا ـ عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام با اشاره به ضرورت پرداختن به فقه حکومتی، این پرسش‌ها را طرح کرد اقتضای فقه حکومتی چیست و افزون بر استنباط، فقه چگونه می‌تواند در حیطه‌های مختلفی همچون امور اقتصادی، مالی و سیاسی و نظام‌سازی مقوله‌های جدیدی همچون بورس، بانکداری، ابزارهای مالی و پولی دارای اعتبارات جدید و سازوکارهای نوین مشارکت کند؟

حجت‌الاسلام ذبیح‌الله نعیمیان، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به ضرورت پرداختن به فقه حکومتی اظهار داشت: اگر با نگاه غیرحکومتی به مسائل فقهی بپردازیم،‌ بسیاری از امور در حد ظرفیت و اقتضای جامعه در اختیار عموم قرار نمی‌گیرد.

 

حجت‌الاسلام نعیمیان افزود: به طور مثال اگر قائل به اختیارات و ورود گسترده‌ ولی فقیه در مسائل جامعه نباشیم و برای آن محدودیت‌های در نظر بگیریم؛ نتیجه این خواهد بود که در مسائلی همچون تشکیل مساجد ضرار، حاکمیت اختیار برخورد با این مفاسد را نداشته باشد، از این‌رو نخواهد توانست جلوی فعالیت‌های انحرافی در جامعه را بگیرد.

 

بخشی از فقه حکومتی می‌تواند در مسائل عبادی مطرح شود

وی ابراز داشت: بخشی از فقه حکومتی می‌تواند در مسائل عبادی مطرح شود، به طور مثال در بحث حج، اگر حاکم برای خود ولایت قائل نباشد، تشخیص زمان رفتن به حج و ویژگی‌هایی که باید رعایت شود، تبدیل به مسائل فردی می‌شود، از این‌رو بررسی اختیارات حکومتی در امور عبادی همانند مقوله حج بسیار مهم است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام گفت: اگر زمانی حج از اقبال عمومی برخوردار نباشد، حاکمیت وظیفه پیدا می‌کند، افرادی را به حج بفرستد؛ حتی در صورتی که هزینه‌ فرستادن افراد به حج را تقبل کند؛ همچنین اگر در برگزاری مراسم حج، مفاسدی به صورت ثانوی مطرح شود، حاکم بدون تغییر حکم الهی، به صورت محدود می‌تواند برخی ضوابط و شرایط را لحاظ کند.

 

وی خاطرنشان کرد: در برگزاری عبادت‌های جمعی همچون نماز جماعت، مردم می‌توانند به صورت‌های مختلف به برگزاری نماز جماعت بپردازند، اما اگر اختیارات حاکمیتی را در نظر بگیریم، فقه حکومتی به مثابه یک رویکرد فراگیر می‌تواند در عرصه بحث از نماز جماعت، مقوله اقامه نماز را مدنظر قرار دهد.

 

حجت‌الاسلام نعیمیان تصریح کرد: به طور مثال ممکن است در جاهایی نماز‌های جماعتی برگزار شود که مفسده انگیز باشد و به درگیری میان مردم، اقشار و گروه‌های خاصی بیانجامد؛ در این موارد آیا حاکمیت می‌تواند جلوی برخی نمازهای جماعت را بگیرد؛ حتی در صورتی که امام جماعت و مأمومین از ویژگی‌های لازم برخوردار باشند؟

 

وی خاطرنشان کرد: در مقوله نماز جمعه که ارتباط وثیق‌تری با فقه حکومتی دارد؛ اگر وجوب آن را محدود به زمان حضور امام معصوم(ع) بدانیم؛ در واقع اختیارات جمعی و اجتماعی حاکم و فقیه را محدود دانسته‌ایم و اگر محدود به زمان حضور ندانیم؛‌ چگونه و با چه ضوابطی باید نماز جمعه برگزار شود، آیا حاکم می‌تواند از صلاحدیدهای حاکمیتی استفاده کند، آیا در شهری که اهل سنت وجود دارند نماز جمعه مستقلی داشته باشند، روش اداره اماکن مقدسه عبادی و دخالت حاکمیت در اداره مساجد که متعلق به خدا است، باید چگونه باشد، آیا این قبیل امور از حیطه امور ولایی خارج هستند یا خیر؟

 

استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: برخی نمازهای فردی که به صورتی برگزار می‌شود که باید با شعائر دیگر هماهنگ باشد؛ به طور مثال مراسم دعا و یا عزاداری برگزار می‌شود که اگر به صورت عام در نظر بگیریم، نسبت میان آنها چگونه است و باید چگونه اولویت گذاری شود، برخی مراسم‌ها ممکن است استحبابی داشته باشد یا در عرف دینی برای احیای شعائر به کار رود، روش اداره آنها چگونه باید باشد؟

 

وی افزود: آیا مراسم عبادی باید محدود به مساجد شود؛ از این باب که مساجد احیا شوند و نباید در جاهای دیگر نماز جماعت داشته باشیم؛ به طور مثال اگر در حسینیه، نماز جماعت داشته باشیم؛ ممکن است در مساجد کمتر نماز برگزار شود، آیا در این موارد صلاحدیدی باید وجود داشته باشد یا تابع شرایط مختلف و ضوابطی باید باشد؟

 

حجت‌الاسلام نعیمیان گفت: اماکن عبادی و نوع برگزاری مراسم عبادی و تزاحم‌هایی که پیش می‌آید، بخشی از آنها استحباب و برخی نیز اعمال وجوبی دارند؛ اگر دو عبادت با یکدیگر تزاحم پیدا کند، در حوزه فردی خود شخص اهم و مهم می‌کند؛ اما اگر فرض کنیم عبادات مستحبی به گونه‌ای برگزار شود که فضا برای اقامه عبادت دیگری فراهم نشود، در اینجا آیا برای حاکمیت اختیاراتی هست یا این که می‌تواند محدودیت‌هایی را بگذارد؟

 

وی یادآور شد: ائمه جماعاتی که به طور عادی از سوی مردم انتخاب می‌شوند و هرکسی با تشخیص خودش پشت‌ سر فردی نماز جماعت بخواند؛ آیا حاکمیت می‌تواند در فضای اداره جامعه، در اداره مساجد دخالت حاکمیتی کند و ضوابطی بگذارد یا باید برای انتخاب ائمه جماعات حاکمیت اقدام کند؛ در این صورت آیا این موارد موقتی است، ثبات و تغییر آنها چگونه است؟

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام افزود: آیا مردم در تعامل با حاکمیت برای اداره اماکن مقدس و برای برگزاری نمازهای جماعت می‌توانند اقدام کنند، آیا مردم می‌توانند ائمه جماعات را انتخاب کنند یا شرایط خاصی دارد؟

 

وی تأکید کرد: آیا هر فقیهی می‌تواند اقدام به تشکیل نماز جمعه کند یا باید از حاکمیت اسلامی، ستاد ائمه جمعه و نصب فقیه با واسطه و بی‌واسطه اذن داشته باشد؛ در خارج از کشور چگونه است؛ اگر ما قلمرو حکومت اسلامی را در درون ایران ببینیم، ممکن است، فردی بگوید من مجتهدم و خودم نماز جمعه را برگزار می‌کنم؛ اما اگر ما ولایت را گسترده ببینیم، آیا فقهای دیگر به واسطه این که اجتهاد دارند، می‌توانند در نوع اداره نمازهای جمعه به تنهایی مبادرت کنند یا این که باید محوریت ولایت فقیه را در جمهوری اسلامی به رسمیت بشناسند و این امر را به اقتضای ولایی و فقه حکومتی ایجاب کنند؟

 

استاد حوزه و دانشگاه ابراز داشت: اگر فردی قائل به وسعت ولایت فقیه نبود، در امور عبادی چه وضعیتی ایجاد می‌شود و چه دیدگاهایی را می‌تواند داشته باشد، تبعیت مردم در امور عبادی با توجه به نگاه حاکمیت چگونه خواهد بود؟

 

وی گفت: بنابراین یک دسته از مباحث مربوط به عبادات است و مسائل مختلفی را می‌توان در این عرصه سراغ گرفت؛‌ سلسه مباحث دیگری می‌تواند مربوط به اجتهاد و تقلید باشد که طبق عرف شیعه باید از فقیه اعلم تقلید کرد و تشخیص‌های شخصی در تعیین اعلم وجود دارد؛ آیا حاکمیت اسلامی که بر مدار ولایت فقیه شکل گرفته، می‌تواند نظم و نسق خاصی برای تعیین فقیه اعلم تعریف کند، اگر چنین کاری انجام شود، آیا تبعیت از غیر آن سازوکار می‌تواند مشروعیت داشته باشد و خبرویت آنها بیش از دیگران خواهد بود؟

 

آیا حاکمیت می‌تواند در مقوله انتخاب مرجعیت، ورود داشته باشد

حجت‌الاسلام نعیمیان افزود: آیا حاکمیت می‌تواند در مقوله انتخاب مرجعیت، ورود داشته باشد و اقدام به تحقیق کند و آیا چنین اجازه‌ای دارد یا این که چنین وظیفه‌ای ندارد و وظیفه آحاد جامعه است؛ اگر چنین وظیفه‌ای انجام گرفت، ستادی که می‌تواند تشخیص دهنده فقهای اعلم باشد، چقدر کارآیی دارد و با چه سازوکارهایی باید انجام بگیرد و چه سازوکاری می‌تواند با مبانی فقهی سازگاری داشته باشد؟

 

وی تأکید کرد: در مباحث مربوط به امور اقتصادی و مالی جامعه، اگر فقیهی نگاه ولایی را وسیع ببیند، رابطه او با اموال عمومی بر مبنای ولایت عامه چگونه خواهد بود، اموال عمومی در تلقی اشخاصی که ولایت را به صورت محدودتری می‌بینند یا ولایت را از باب حسبیه می‌بینند، چه خواهد بود؟

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام گفت: مرحوم آیت الله خویی از باب حسبیه و اصول عملیه دایره‌ای برای اعمال ولایت قبول داشتند و ولایت را از باب نفوذ تصرف اضطراری و از باب اصول عملیه می‌پذیرفتند؛ افرادی که از باب حسبیه و اصول عملیه به ولایت قائل هستند؛ در امور اقتصادی دخالت فقیه را تا چه اندازه تجویز می‌کنند، سازوکار مشارکت آنها و دخالت فقیهی که ولایت را عام می‌بیند، در حریم امور اقتصادی و مالی چگونه خواهد بود و امور عمومی را چگونه تعریف خواهد کرد؟

 

وی تصریح کرد: در اداره اقتصادی جامعه، مقوله بانکداری جدی است و اصل این که مال و اموالی در بانک‌ها جمع شود، چگونه باید تحلیل شود؛ آیا از باب اموال مجهول المالک باید تعریف شود یا به گونه‌ای دیگر می‌توان این اموال را تحلیل کرد؟

 

حجت‌الاسلام نعیمیان گفت: در سازوکار اداره بانک‌ها، آیا می‌توانیم اصل بانک را به صورت غیر ولایی تعریف کنیم یا این که باید طبق اختیارات ولایی تعریف شود؛ یعنی می‌توان با اکتفا به سازوکارهای فقهی همانند عقود مشارکت و یا سایر عقود، بانک‌ها را اداره کرد یا ناگزیر از اعمال ولایت در برخی بخش‌ها هستیم؟

 

وی افزود: آیا برای بانکداری مناسب، شورایی از فقها کفایت می‌کند یا سازوکار دیگری باید جایگزین شود؛ اگر شورایی از فقها داشته باشیم؛ آیا اعضای این شورا باید قائل به عمومیت ولایت باشند یا از باب اصول عملیه و حسبیه، ولایت را قبول داشته باشند و آیا می‌توانند اداره بانک‌ها را بر عهده بگیرند و به اسلام‌سازی بانک‌ها بپردازند؟

 

اصل تشکیل و توسعه بانک‌ها بر چه مبانی فقهی می‌تواند استوار باشد

استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: اصل تشکیل و توسعه بانک‌ها بر چه مبانی فقهی می‌تواند استوار باشد و فقه حکومتی چگونه می‌تواند به تدوین و طراحی سازوکارها بپردازد؛ آیا در اینجا فقه حکومتی تنها باید به استنباط احکام کلی بپردازد و مسؤولیت طراحی سازوکارها فقط باید از سوی اقتصاددانان و متخصصان انجام شود؟

 

وی افزود: تعریف و بازتعریف موضوعات بانکی در نگاه عرف و در نگاه کلان اقتضائات فقه حکومتی با غیرحکومتی در چیست؛ آیا باید در تعریف جزئیات و ارکان اساسی و یا فرعی بانک‌ها به استنباط اکتفا کنیم یا به نوعی اجتهاد تدبیری نیز داشته باشیم و آیا به تنهایی اجتهاد استنباطی و دستیابی به احکام کلی همانند حرمت ربا و حلیت برخی عقود کفایت می‌کند یا نوعی از اجتهاد نیاز است که از عهده توان متخصصان بانکداری برنمی‌آید؟

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام تأکید کرد: اقتضای فقه حکومتی در سایر مباحث اقتصادی نیز می‌تواند مطرح باشد؛ در مقوله بورس اقتضای فقه حکومتی چیست؛ آیا استنباط‌‌‌‌های کلان برای اداره بورس کافی است و آیا ما می‌توانیم به موضوعات و قواعد استنباطی پیشین اکتفا کنیم یا باید به ایجاد موضوعات جدید با ویژگی‌های اسلامی بپردازیم.

 

وی گفت: بحث به این محدود نمی‌شود که بگوییم موضوعات نوپدیدی به وجود آمده‌اند؛ موضوعات پیشین را تکمیل کرده‌اند و فقیه باید به شناخت موضوعات جدید و استنباط حکم آنها بپردازد؛ آیا می‌توان همه موضوعات را از چنان ثباتی برخوردار دانست که استنباط و افتای برخی احکام به نحو کلی کفایت کند یا این که باید در موضوع‌سازی و نظام سازی و در فرآیند سازی فقه حکومتی ایده‌های جدیدی مطرح شود؟

 

اقتضای فقه حکومتی در نظام‌سازی مقوله‌های جدید چیست؟

حجت‌الاسلام نعیمیان تأکید کرد: اقتضای فقه حکومتی چیست و افزون بر استنباط چگونه می‌تواند در نظام‌سازی مقوله‌های جدیدی همچون بورس، بانکداری، ابزارهای مالی و پولی دارای اعتبارات جدید و سازوکارهای نوین مشارکت کند؟

 

وی گفت: در مقوله معاملات فردی نیز، روش دخالت فقه حکومتی و نگاه حاکمیتی چگونه می‌تواند باشد؛ آیا همه عقود به صورت مطلق یا تنها با اکتفا به شروطی که متعاقدین در نظر می‌گیرند، می‌تواند باشد یا این که شروط حاکمیتی حاکم بر همه قراردادهای فردی یا بخشی از آنها تعریف شود؟

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام افزود: در عقود، ایقاعات و سایر موارد، عرصه ورود ولایی تا چه حد می‌تواند باشد؛ در حریم امور خصوصی همانند امور مالی یا در ازدواج و طلاق، اختیارات ولایی تا چه حد و اندازه است و فقه حکومتی باید چه ابعادی را در نظر بگیرد؟

 

وی تصریح کرد: در مشکلات نوظهوری که در حریم امور خصوصی و خانواده رخ می‌دهد، اختیارات حکومتی تا چه اندازه است و آیا فقیه تنها منتظر این باشد که فردی اگر دچار مشکل شد، مشکل خود را در قالب دعاوی و دادگاه طرح کند و فقط قاضی به ابراز حکم بپردازد یا حاکمیت می‌تواند به جرحروابطی که جنبه بازدارندگی داشته باشد، اقدام کند؟

 

استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: روابط مذکور چه نسبتی می‌تواند با قوانین تشریعی الهی داشته باشد، آیا این روابط به معنای نادیده گرفتن احکام الهی نیست یا این که روابط حاکمیتی باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد تا به اعمال ولایی حاکمیت بپردازد و این اعمال ولایت در راستای امتثال احکام و ارزش‌های دینی باشد.

 

وی گفت: حاکمیت براساس فقه حکومتی چه ضوابطی را می‌تواند برای اداره امور خانواده ایجاد کند و به طور کلی می‌توان این مسأله را در امر تشریع دانست و فقه التشریع چه نسبتی می‌تواند با فقه استنباطی و فقه حکومتی داشته باشد؟

 

اختیارات تشریعی در فقه حکومتی تا چه اندازه است  

حجت‌الاسلام نعیمیان خاطرنشان کرد: اختیارات تشریعی در فقه حکومتی تا چه اندازه است و ضوابط تشریع و قانون‌گذاری چیست؛ اصل و ماهیت قانون‌گذاری  از چه خاستگاه و مبنایی می‌تواند برخوردار باشد؛ آیا قانون‌گذاری در جامعه دینی به معنای عرفی‌سازی قوانین الهی نیست و چه راهکاری می‌توان ارائه داد؛ تا قوانین حکومتی تنافی و تقابل با ارزش‌ها و قوانین الهی پیدا نکند و اگر اعمال ولایت قرار است در راستای تطبیق احکام الهی انجام گیرد، چه شیوه‌ای باید به کار گرفته شود و چه اصولی باید مدنظر قرار گیرد تا این امور در راستای تطبیق طراحی شود و تدبیر ولایی در تعارض با تشریع الهی قرار نگیرد؟

 

وی تأکید کرد: حیطه‌های مختلفی همچون بحث امور اقتصادی، مالی و سیاسی را می‌توان برای ورود فقیه در نظر گرفت؛ در حیطه امور سیاسی، موضوعات مختلفی را می‌توان مدنظر قرار داد؛ الگوی مشارکت سیاسی چگونه می‌تواند تداعی شود.

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام گفت: آیا مشارکت و سامان سیاسی به تنهایی براساس استنباط‌‌های اجتهادی و استنباط‌هایی است که ساماندهی بخشی از جامعه منوط به تعریف الگوهای مشارکت است و اگر الگوی سامان سیاسی بخواهد بر مدار دخالت حاکمیتی «ولی» انجام گیرد؛ این امر چه نسبتی با فعالیت‌های شخصی افراد و آحاد جامعه می‌تواند داشته باشد و الگوی مناسب چگونه است؟

 

آیا حاکمیت می‌تواند بر الگوهای رایج مشارکت سیاسی تکیه کند

وی یادآور شد: آیا حاکمیت می‌تواند بر الگوهای رایج مشارکت تکیه کند؛ به طور مثال مقوله تهذب در الگوی سیاسی غربی می‌تواند با ارزش‌های دینی سازگار باشد و به صورت کلی اختیارات حاکمیتی فقیه برای جهت‌دهی الگوی تهذب چیست؟

 

حجت‌الاسلام نعیمیان افزود: آیا نظام انتخاباتی می‌تواند با الگوهای رایج غربی مشروعیت داشته باشد و استنباط های جزئی و کلی می‌توانند در اداره جامعه به شیوه فعالیت‌های حزبی و انتخاباتی رایج، پاسخگو باشد یا آن که نیاز به اعمال ولایت دارند؟

تذکر: اینجانب از سال ۷۷ تا ۹۱ عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام وابسته به دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری در گروه فقه سیاسی بودم. اما اسفند ماه ۹۱ پژوهشگاه مزبور کلا منحل شد و بنده از سال ۹۲ به پژوهشگاه مطالعات تقریبی گروه حکومت اسلامی منتقل شدم.