استاد نصرالله سخاوتی: واکاوی جهاد فکری و فرهنگی امام صادق (ع)
http://hawzahqom.ir/index.aspx?siteid=6&pageid=1973&newsview=79666
واکاوی
سیره علمی و سیاسی امام صادق(ع) و جهاد فکری، فرهنگی و آموزشی آن حضرت،
زمینه فراگیری و عمل به فرامین و دستورالعملهای ایشان را برای انسانهای
فرهیخته و ارزشمند فراهم میسازد، بررسی شیوه امام صادق (ع) در مواجهه با
شرایط سخت سیاسی و حکومتی، نقشه راهی برای کسانی است که میخواهند، مدینه
فاضله را در دنیا تجربه کنند. آنچه
در پی میخوانید گفتگوی سرویس علمی فرهنگی مرکز خبر حوزه، با حجت الاسلام
سخاوتی استاد و محقق حوزوی در خصوص سیره سیاسی و جهاد فرهنگی امام صادق (ع)
است که به مناسبت سالروز ولادت با سعادت رییس مذهب شیعه تقدیم میگردد. لطفاً در ابتدا اشارهای به شرایط سیاسی عصر امام صادق (ع) کنید زندگی پر هیجان
و پر فراز و نشیب امام صادق (علیه السلام)را از صدها زاویه میتوان بررسی
کرد و هزاران گره کور را از هر زاویه میتوان باز نمود. امام صادق (علیه السلام) نظام حکومتی چندین حاکم را تجربه نمود و حالت برزخی بین این
دو نظام برای این امام، فرصت بسیار طلایی در اختیار ایشان گذاشت تا پیروان
مکتب اهلبیت (ع) بتوانند عرض وجود کنند و از آن پس، ادعا کنند مذهب جعفری
دارند. امام صادق (ع) چگونه زمان خود را مدیریت کردند؟ دوران
واگذاری خلافت از بنی امیه به بنی العباس، فرصت طلایی بود اگر به خوبی
مدیریت نمیشد، یک تهدید به شمار میآمد ؛ امام ششم (ع) از این فرصت به
خوبی بهره جست و در حقیقت همه امامان معصوم(ع) به دنبال آن بودند که سخن
شیعه و اسلام ناب را بازگو کنند، اما چنین فرصتی را نمییافتند، امام ششم
(ع) از زمینههایی که امام پنجم برای بیان حقایق آماده کرده بود کاملاً
استفاده کرد و به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و تعلیم و تعلم همت گمارد. لطفاً به سیره و روش علمی امام صادق (ع) اشاره کنید. سیره
علمی امام صادق (علیه السلام) شاید بزرگترین و مهمترین سیره ایشان بشمار
آید، البته بزرگترین کار امام صادق (علیه السلام) مدیریت بحران و مدیریت
زمان بود. امام صادق (علیه السلام)علیه السلام شکل بندی و دسته بندی بسیار زیبایی در میان شاگردان خود ایجاد نمود تا
ایشان بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و با این روایت شریف، امام
صادق (علیه السلام)همه آنها را به گونهای عالم به زمان قرار داد و به
ایشان یاد داد که « الْعَالِمُ بزمانه لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ » [1]
یعنی کسی که عالم به زمان باشد، شبهات او را از پای درنمیآورد و عکس نقیض
این قضیه این است که « من تهجم علیه اللوابس لیس عالم به زمانه» کسی که شبهات او را از پای بیندازد، مردود شده است، اگر دانشمند آگاه به زمان خودش نباشد نباید علم را از او فرا گرفت. جهاد فکری و فرهنگی امام صادق (ع) چه بود و چگونه این امر را به اجرا درآورد؟ آن
حضرت چند کار موازی فکری فرهنگی را با هم انجام داد ؛ اول آنکه گرفتن
مشروعیت از حکام و قضات زمانه خودش با روایاتی نظیر «صحیحه ابی خدیجه» [2] یا «مقبوله عمر بن حنظله» [3]
و امثال آن مطالبی که به خواص خود میفرمود مشروعیت حکّام و قضات زمان خود
را ساقط میکرد و نه تنها مشروعیت آنها را زیر سئوال میبرد، بلکه
مشروعیت ایشان را ساقط میکرد در مقبوله «عمر بن حنظله» فرمود: کسی که به حکام جور و قضات آنها پناه بیاورد از ما نیست و آنان مخالف فرموده خدای متعال عمل کردهاند ؛ خدای متعال میخواهد انسانها با طواغیت بجنگند ؛ ولی بعضی از انسانها
بدون توجه یا با توجه نظام، آنها را کار آمد میکنند و درگسترش حکومت جور
همکاری مینمایند، این مسئله در میان شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) زلزلهای ایجاد کرد که هرگز به حکومتهای ظلم و جور پناه نیاورند. تربیت شاگردان توانمند چه جایگاهی در شیوه مبارزاتی امام صادق (ع) داشت؟ دومین
محور فکری و تربیتی امام (ع) دو جنبه دارد ؛ نخستین جنبه آن رویایی با
جریانات الحادی است؛ آن حضرت بعضی از شاگردان خود را چنان مهیا میکرد که
در مناظرات مختلف در مصاف با ملحدین و کفار آماده باشند، نظیر ابو شاکر
دیصانی و امثال او ؛ مناظراتی بین بعضی شاگردان امام و بعضی کفار وجود دارد
که در کتب تاریخی آمده است . رویکرد
دیگر آن حضرت در حرکتهای علمی فرهنگی، مبارزه با غالیان بود و نقش بسیار
مهمی را هم برای آیندگان ایفا میکرد و میشود از همین مسئله فرع دیگری را
هم برداشت نمود و محورهای علمی، فرهنگی را سه گونه عنوان کرد ؛
یکی مبارزه با جریانات الحادی ؛ دوم : مبارزه با غالیان و سوم راه صحیح
فهم دین و ایجاد دانشگاه فکری، فرهنگی و نهادینه ساختن علم و دین، امام (ع)
در تمامی علوم انسانی و حتی فیزیک و شیمی تأثیر بسیار زیادی داشت و
شاگردان خود را به سوی استعدادهای خودشان سوق میدادند، امام صادق (علیه
السلام)از حرکت مسلحانه بر ضد حاکمان ظالم زمان خود صرف نظر کرد. چرا حضرت به قیام مسلحانه روی نیاوردند؟ آن
حضرت عمیقاً کارهای انقلابی را درک میکرد، نسبت به لزوم مبارزه با حاکم
جور و ظلم و فاسد به خوبی آگاه بود، ولی شرایط خاص و خفقانآوری که بر
ممالک اسلامی حاکم بود و هر صدایی را خفه میکرد و قتل و غارت برای آنها
امری رایج بود و شیعیان رابا کمترین جرم به قتل میرسانند، امام صادق (علیه
السلام) بر آن داشت بدون سر و صدا و کارهای سیاسی و انقلابی، به سوی ایجاد
جریان مردمی فراگیر و تربیت نخبگان صالح که نمایندگان ائمه علیهم السلام
محسوب میشدند بپردازند، نظارت به عملکرد و تنظیم خط مشی حرکت آنها، شیعیان را به جبهه منسجم و متحدی در انجام انقلاب فکری و ایجاد بستر مناسب برای دگرگون کردن فساد موجود در کوتاه مدت یا بلند مدت بدل کند. امام(ع)
در فعالیتهای خود دو گونه از انحرافات را مورد هدف قرار داد، گونه اول :
انحراف سیاسی که در رهبری دولت ایجاده شده بود و گونه دوم؛ انحراف عقیدتی،
فکری و اخلاقی و پس از آن انحراف سیاسی که در میان امت اسلام پیدا
شده بود، از این رو امام (ع) جهت گیری حرکت خود را در دو زمینه مهم قرار
داد، اول تماس فراگیر با اقشار امت و جهت گیریهای سیاسی و فکری و دوم پی
گیری ایجاد دانشگاه اهل بیت (ع). چه جنبه هایی از زندگی امام باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد ؟ به نظر می رسد طریقه مبارزه امام صادق علیه السلام جای بحث و بررسی دارد، چرا که هر یک از ائمه معصوم(ع) ما برای مبارزات سیاسی طریقه خاصی داشته اند چنانچه امام حسین علیه السلام به میدان شهادت و خون
رفتند و امام سجاد علیه السلام با زبان ادعیه این کار را انجام دادند ؛
امام باقر (ع) زمینه ای پیدا نمودند تا فضای علمی و فرهنگی جامعه را در دست
بگیرند و به نشر معارف اسلام ناب بپردازند و امام صادق (ع) هم با توجه به
شرایط زمانی خاص به نشر معارف علمی و تثبیت مذهب شیعه، اقدام نمودند و شیوه
مبارزه و جهاد فرهنگی را به کار بردند. تأثیرپذیری انقلاب اسلامی ایران از مفاهیم و آموزههای دینی امام صادق (ع) چقدر بوده است؟ اگر
امروز انقلاب اسلامی ایران با محوریت «ولایت فقیه» می تواند جا باز کند و
امروز دنیا از این شکل و گونه نظام، درس بگیرد، چنانچه عده ای این مطلب را
قبول کرده اند، مثلا اخوان المسلمین مصر قبول دارند که این بهترین نظام هست
و این نظامی است که امام صادق علیه السلام آن را
تبیین و تشریح فرمودند و با کمال جدیت این فرمایش را انشاء فرمود که «انی
قد جعلتُه علیکم حاکماً» و این جمله «انی قد جعلته حاکما» در واقع حکم،
حکومت را در دست امام خمینی (ره) قرار داد. امام
راحل بواسطه همین حکم، حکومت تشکیل داد و به واسطه همین حکم زیر مجموعه
های خودش را نصب میکرد، البته امام راحل می دانست که بعد از خودش نمی
تواند کسی را نصب کند لذا بعد از خودش کسی را نصب نکرد، ولی به خبرگان و
مردم شریف ایران کد و رمز داد که به نظر من مقام معظم
رهبری بعد از من، بهترین گزینه برای اداره این سیستم و نظام برگرفته از
معارف امام صادق (ع) است، لذا خبرگان هم به ایشان رای دادند و همه اینها
براساس کدهایی بود که آن حضرت سنگ بنای آن را نهادند. بحث تثبیت خمس که به واسطه آن بشود دو بخش از جامعه را خوب نگهداری کرد از یادگارهایی
است که در زمان این امام همام به وجود آمد بواسطه این حکم دینی، می شود هم
سادات را و هم حوزه های علمیه اهلبیت (ع) را با شرافت حفظ کرد و از دل
این حوزه ها آنچه که خدا می خواهد می جوشد و به وجود می آید. گفتوگو: حمید کرمی [1] - كافي ج : 1 ص : 2 [2] - وسائل الشّيعة. جلد 18، صفحه 100، حديث 6. بعثني
أبو عبد اللّه عليه السّلام إلى أصحابنا فقال: قل لهم، إيّاكم إذا وقعت
بينكم خصومة أو تداره في شيء من الأخذ و العطاء أن تحاكموا إلى أحد من
هؤلاء الفسّاق. اجعلوا بينكم رجلا قد عرف حلالنا و حرامنا، فانّي قد جعلته
عليكم قاضيا. و إيّاكم أن يخاصم بعضكم بعضا الى السّلطان الجائر [3] -
محمّد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، كتاب فضل العلم، باب اختلاف
الحديث، ص 67، حديث 10 و ر. ك: شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج 6، كتاب القضايا
و الاحكام، ص 218، حديث 514. محمد
بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن عيسى عن صفوان بن
يحيى عن داود بن الحصين عن عمر بن حنظلة قال: سألت أبا عبد اللّه عليه
السّلام عن رجلين من أصحابنا بينهما منازعة في دين أو ميراث فتحاكما إلى
السلطان أو إلى القضاة أيحلّ ذلك؟ قال:
من تحاكم إليهم فى حقّ أو باطل فإنّما تحاكم إلى الطاغوت و ما يحكم له
فإنم يأخذ سحتا و إن كان حقا ثابتا له، لأنه أخذه بحكم الطاغوت و قد أمر
الله أن يكفر به. قال اللّه تعالى: «يريدون أن يتحاكموا إلى الطاغوت و قد
أمروا أنيكفروا به». قلت: فكيف يصنعان؟ قال:
ينظران (إلى) من كان منكم ممّن قد روى حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و
عرف أحكامنا فليرضوا به حكما فانّى قد جعلته عليكم حاكما، فإذا حكم بحكمتنا
فلم يقبله منه فإننّما استخفّ بحكم اللّه و علينا ردّ و الرّادّ علينا،
الرّادّ على اللّه و هو على حدّ الشرّك باللّه. قلت: فإن كان كلّ رجل إختار رجلا من أصحابنا فرضيا أن يكونا النّاظرين في حقهما و اختلفا فيما حكما و كلاهما اختلفا فى حديثكم؟ قال: الحكم ما حكم به أعدلهما و أفقههما و أصدقهما في الحديث و أورعهما و لا يلتفت إلى ما يحكم به الآخر ...؛ 